| به نام خداوند بخشنده ي بخشايشگر
و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است که شهرهايى را که مردمش اصلاح گرند به ستم هلاک گرداند.
«هود آيه ي 117»
سلام و درود خدا بر آفتاب فروزان آسمان نبوت سيد المرسلين محمد امين و خاندان پاک نهادش.
و سلام و درود فراوان بر رهبر عزيزم حضرت آيت الله خامنه اي نايب به حق آقا امام زمان«عج» و درود خدا بر روان پاک امام خميني آن فروزان چراغ آزادي خواهي و عدالت طلبي قرن حاضر و فرزندان غرقه به خونش!
اما بعد! رهبرم! شايد شايسته باشد اين نامه را خطاب به مسوولين رسانه ي ملي آن به قول امام راحل دانشگاه بزرگ! بنگارم ليکن اگر حضرت عالي به سايت ها و وبلاگ هاي اينترنتي مراجعه بفرماييد و نظرات و انتقادات دلسوزانه ي صاحبان قلم و بويژه جوانان اين مرز و بوم را در رابطه با صدا و سيما ملاحظه بفرماييد بي شک شما نيز چون من در خطاب به صدا و سيما خواهيد فرمود:
«گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ي ماست
آنچه هيچ جا نرسد فرياد است!»
آري! چگونه من اميد داشته باشم که به قلم فرسايي ناشيانه و پر ايراد من جوان 24 ساله کسي توجه کند حالي که سخنوران و قلم زنان توانا در راه نصيحت و اصلاح سازمان مذکور علم تسليم بلند کرده اند! و شنيده ها حاکي از ممنوع التصوير شدن خطيباني توانا همچون جناب پناهيان به جرم انتقاد از سازمان مذکور مي باشد.
پس به شما نامه مي نگارم چرا که مطمئن هستم اگر گوشي شنوا باشد و چشمي بينا آن گوش و چشم حضرت عالي است و اگر منطقي بتواند مرا قانع به تصور اشتباهم نسبت به نظراتم کند آن منطق شما مي باشد و ديگر دليل آنکه رسم است هر گاه از کسي مايوس مي شويم به مقام بالا تر او مراجعه کرده و اقامه ي دعوي مي کنيم!
رهبرا! من نمي خواهم دستاورد هاي بزرگ آن سازمان را ناجوانمردانه به دست فراموشي بسپرم و همچون مدعيان اصلاحات در برابر مسوولي که مخالفش هستم صرفا به سياه نمايي و بزرگنمايي مشکلات بپردازم چرا که خود زخم خورده ي اين قبيل موضع گيري هايم آري من! چرا که من نيز جزيي از ملتم و سخت است بر من تحمل ناجوانمردي هايي که در حق رييس جمهورم مي شود حتي اگر فقط در دور دوم آن هم صرفا براي مبارزه با تماميت خواهي ها و قدرت طلبي ها و مدعيان اصلاحات که يکپارچه عليه او شده بودند و حامي رقيبش[همان که اصلاحات زماني دشمن خوني اش بود!] به ايشان راي داده باشم!
بگذريم! در اينجا فقط مي خواهم چند سوال را مطرح کنم:
خانواده در رسانه ي ملي چه نقشي دارد؟
کجاست آن خانواده ي صميمي ايراني که اگر چند روز بگذرد و مهماني در خانه اش نيايد و يا به شب نشيني اي نرود اعضاي آن خانواده افسردگي مي گيرند؟ کجاست آن مهر و عطوفت ايراني حتي نسبت به همسايه اي که سال ها از او دور افتاده است؟ قوم و خويش هم که جاي خود دارد! کجاست عشق ميان همسران و خواهران و برادران و والدين و فرزندان؟ کجاست معناي واژه ي دروغگو دشمن خداست؟ کجاست تجلي معني ميهمان حبيب خداست؟ کجاست آن زندگي زيبا در عين سادگي و ساده در عين بهره گيري از به روز ترين امکانات لازم براي زندگي که مشخصه ي هر خانواده ي اصيل ايراني است؟ پوشش ايراني چه شده است؟ حرمت و عفت زنان کجا رفته است که صدا و سيما زنان را لوده و يا خشن و بعضا بي اراده نشان مي دهد؟ آيا مرد ايراني طبق آنچه در سيما نشان داده مي شود آنقدر بي غيرت شده است که هنرش گريز از زير بار مسووليت زندگي و کار همچنين جسارت به پدر زنش است که پدر دومش را با گستاخي به نام کوچکش صدا زند! چادر در بين شخصيت هاي مرفه و تحصيل کرده و بويژه جوان فيلم ها و سريال هايمان چه جايي دارد؟ همچنين نماز آن بزرگ نماد خضوع در برابر ذات باري تعالي چه؟ آيا براستي حرمت عمو و خاله و دايي و عمه اينقدر کم شده که بازيگر معروف ما خوابيدن روي کاناپه و ديدن فوتبال را به شرکت در مراسم تدفين عمويش ترجيح دهد؟ در خانواده ي اصيل ايراني عروس و داماد اگر عزيزتر از فرزند نباشند کم تر نيستند و خواهر شوهر و عروس همچو دو خواهر مهربانند اما آن چه در سيمايمان نشان مي دهند چيست؟ کتاب در صدا و سيماي ما چه جايگاهي دارد؟ بي شک جايگاهش به پاي جايگاه چيپس و پفک و کالاهاي خارجي بويژه کالاهاي صهيونيستي پپسي و نستله و نوکيا نمي رسد! زماني که تلويزوني نبود در خانه ها هر از چندگاهي مراسمي همچون شاهنامه خواني بر پا مي شد که دست کم نتيجه اش آشنايي با فرهنگ و حفظ زبان ملي بود! اما همين شاهنامه و يا ديگر آثار ادبي در صدا و سيماي ما چه جايگاهي دارد بويژه در برنامه هايي که براي عامه ي مردم ساخته مي شود بويژه در فيلم ها و سريال هاي طنز که پرمخاطب ترند! نه فقط ميزگرد ها و سخنراني ها! زبان فارسي چه جايگاهي دارد؟ و چگونه است که تجارت و بازرگاني و داد و ستد جاي خود را به بيزنس، قبول است و باشد جاي خود را بهOK، مشاوره يا بنگاه داري جاي خود را به آجنسي و... داده اند؟ مذهب چه جايگاهي دارد اگر از چند سخنراني آن هم نه در ساعات پر بيننده و برنامه هاي تخصصي نظير عصر ايمان که مربوط به قشر خاصي هستند بگذريم در همين فيلم ها و سريال هايمان مذهب چه نقشي دارد؟ نه اين است که مذهبي ها را افرادي احمق و عقب افتاده نشان مي دهند؟! از شيطان تصويري مي سازند که بيشتر مربوط به عقايد مسيحيت و يهوديت است؟! من اصلا تعجب نمي کنم که مداح معروف شهرمان در مراسم دعاي عرفه براي گرياندن مردم پيش از ذکر مصايب حضرت زينب در دوران اسارت ايشان را در حد يک ديکتاتور جبار تنزل داد که: «آري هرگاه ايشان مي خواست به طواف کعبه برود امام حسين و حضرت عباس کعبه و خيابان هاي اطراف را قرق مي کردند و کسي را به حرم راه نمي دادند تا ايشان در حين طواف راحت باشند؟!» آري تعجب نمي کنم زيرا با دو گوش خود شنيدم و با دو چشم خود ديدم مراسم دعاي ندبه ي شبکه يک را که در آن مداح ابتدا تذکر داد مبادا بچه را زياد بغل و نوازش کنيد چرا که ناز پرورده بار مي آيد سپس گفت:«بميرم براي رقيه که از مدينه تا به کربلا پايش به زمين نرسيد و دايما بغل داداش اکبر و عمو عباس و بابا حسينش بود!»(نمي دانم بعضي ها با اين همه مردن چرا هنوز زنده اند؟!) تعجب نمي کنم اگر فلان مداح معروف که سي دي هايش بازار را قرق کرده فرياد مي کشد الله، الله من حسين اللهيم![نعوذبالله] وقتي در يک تله فيلم جوان سارق توبه کرده موقع مداحي مي گويند:«اسلام اي حسين اي پسر خوب خدا!» چرا بايد از پوشيدن لباس شير و آرايش کردن با گِل در مراسم عاشورا تعجب کنم وقتي که اخبار شبکه آفتاب استان مرکزي مراسم خرافي حنا بندان حضرت قاسم در ساوه را در بوق و کرنا مي کنند و چرا بايد از آن مراسم متعجب باشم وقتي در تله فيلمي ديگر شخصيت داستان نگران اين است که چرا هنوز تعزيه ي عروسي قاسم را به دستش نرسانده اند!
آيا يانگوم براستي آنقدر ارزش داشت که به خاطر يک مدل لباس خواننده که رفتار و پوشش حتي به فرهنگ کشورش کره نمي خورد اين همه پول خرج کرده و به کره برويم و در آخر براي ساکت کردن مخالفان اين اسراف دروغ شاخ دار پرداخت هزينه ي ساخت برنامه و سفر از جانب دولت کره را بگوييم؟
در آخر مشکل آلت موسيقي چيست؟ اگر ديدن تار حرام است پس بايد شنيدن صدايش هم حرام باشد مي دانيد فرق صدا و سيماي ما با ماهواره چيست؟
موسيقي اي در ماهواره پخش مي شود اولا چهره ي خواننده در ذهنمان مي ماند دوم با آلات موسيقي اش آشنا مي شويم سوم نام اثر را حتي اگر يک موسيقي بي کلام باشد مي فهميم در آخر اينکه اگر از آن خوشمان آمد مي دانيم بايد به سراغ کدام آلبوم برويم! اما در تلويزيون ما چه؟ اگر لطف کنند در کنار نام تدوين گر و کارگردان نام خواننده را هم بگذارند چهره اش را هيچ گاه نمي بينيم[از دل برود هر آنکه از ديده برفت] اگر هم از ديدن چهره ي خواننده محروم نشويم چون اثري از نوازنده ها نيست اين فکر که طرف دارد لب خواني مي کند بدجوري توي ذوقمان مي زند در آخر اگر هم ازش خوشمان آمد خوب کدام آلبوم! تازه اگر مانند يکي دو تا از آثار استاد سراج همانند توحيد[ملکا ذکر تو گويم] در انحصار صدا و سيما نباشد و بتوان با کلي زحمت در بازار يافتش الحمدالله هيچگاه دنبال ماهواره نبوده ام و اگر هم ديده ام در خانه ي آشنايان بوده است که اکثرشان فقط به خاطر ديدن و شنيدن موسيقي و قدري تنوع و شادي که در صدا و سيمايمان بويژه در ايام جشن کم ياب؟! است ماهواره گرفته اند! نمي دانم توجه کرده ايد اخيرا در ايام جشن و سرور برنامه هاي صدا و سيما محدود به ميزگرد ها و تشکر از خود ها و نيز معرفي طنز پردازان خارجي به جاي پخش آثارشان است يا نه؟ البته بهتر است آثار جيم کري ها را نشان ندهد و به همين تبليغ تلويزيوني قناعت کند ماهواره خود در پس اين تبليغ تير خلاص را به غيرت و شرف و حيايمان مي زند!
هر چند هنوز هم گفتني زياد دارم ولي اجازه بفرماييد در همين جا ختم کلام کنم و اميدوارم که توانسته باشم گوشه اي از مشکلات اجتماعي را که در نتيجه ي برنامه سازي هاي رسانه ي ملي شکل گرفته و يا دست کم بدان دامن زده شده است بيان کرده باشم ان شاء الله که مورد التفات حضرت عالي واقع شود.
يا علي مدد
با تشکر
عباس مهدوي 24 ساله از اراک |