به نام خداوند بخشنده ي بخشايشگر
بعد از تورات در زبور نوشتيم که بندگان صالح من وارث زمين خواهند بود. در اين پيام روشني است براي عبادت کنندگان.
« انبياء آيه هاي 105 و 106»
دلايل غيبت امام زمان«عج»
از امام صادق«ع» روايت است که:[نزديک بدين مضمون] اگر در جهان دو تن باشند يکي از آن دو امام معصوم بوده که پس از ديگري مي ميرد!
حکمت الهي بر آن است که هماره در طول تاريخ بشريت يک يا چند نفر معصوم يعني عاري از هر گونه گناه و اشتباه را براي هدايت مردم قرار داده است تا ديگر کسي براي گمراهي خويش مدعي بي خبري نباشد زيرا همه ي مردم به نوعي مستقيم يا غير مستقيم در معرض هدايت الهي قرار دارند لکن اين خود انسان ها هستند که بنا به اختيار يا پاي در راه راست مي گذارند و يا به خاطر متاع دنيا از حق روي مي گردانند! بي شک تعداد پيامبران و امامان محدود است و اين محدوديت پيامبران را مي توان علت چنين دانست که با بعثت پيامبر اسلام تعاليم الهي کامل شد در نتيجه ديگر نياز به وجود پيامبر ديگر نمي باشد زيرا بشريت بدان سطح فکري رسيده است که بتواند تعاليم الهي را درک کند و در حفظ آن کوشا باشد[تفاوت سطح فکري مردم در طول تاريخ يک دليل تفاوت ظاهري رسالت و آموزه هاي پيامبران است] همچنين چون اسلام از تحريف محتوايي در امان مانده است نيازي به بعثت پيامبر ديگر براي باز آفريني احکام تحريف شده نيست اما قرار هم نيست که بشريت در هيچ برهه اي از زمان بدون پيشواي معصوم به حال خود رها شود بويژه اينکه اگر چه احکام اسلام و کتاب آسماني اش قرآن عاري از هرگونه تحريف مي باشد ولي اين دليل نمي شود که از تحريف معنوي نيز در امان باشد افراط و تفريط دو آفت دين است و نيز عالمان و حکام دنيا زده اي که براي منافع خويش احکام را جور ديگري تفسير مي کنند و از آيات قرآن و متن احاديث آنچه را که به نفع خودشان است برداشت کرده و آموزش مي دهند. در اين بين اين امام معصوم است که به کمک تعاليم الهي وظيفه ي حراست از دين را بر عهده دارد او قرار نيست دين را دوباره سازي کرده و يا حتي احکام جديدي بياورد بلکه وظيفه ي او بيان حقيقت تعاليم ديني و تفسير صحيح آيات و روايات است و مبارزه ي بي امان با هرگونه افراط و تفريط.. در اينجا شايد اين سوال به ذهن خطور نمايد که اگر اينگونه است فلسفه ي محدود بودن امامان به عدد دوازده و حتي غيبت آخرين ايشان چيست؟ و آيا اين مورد با حکمت الهي که هدايت بشريت در همه ي اعصار است ناسازگار نمي باشد؟ در پاسخ بايد عرض کرد که دوره ي امامت نيز همانند دوره ي پيامبران خط سيري را طي کرده است همانگونه که پيامبران در هر دوره اي با مردمي با طرز فکري خاص روبرو بوده و در حد عقل آن ها آموزش داده اند تا پيامبر خاتم که مردم زمانه اش به بالاترين سطح فکر نسبت به گذشتگان رسيده بودند بطوري که آماده ي دريافت کامل آموزه هاي الهي شدند همان مردم نيز در دوران امامان داراي سطح فکري متفاوت بودند بطوري که در هر زماني يک نوع نگرش و عقيده در بين آن ها بوجود مي آمد که شرايط ويژه اي را براي هدايت مي طلبيد اما پس از دوران غيبت صغرا مسلمانان در شرايط ويژه اي قرار گرفتند: نخست اينکه با گذشت حدود سه سده از اسلام مردم به ميزان رشد فکري اي رسيده بودند تا در ميان ايشان عالمان و فقيهاني پديد آيند که بتوانند احکام دين را درست بيان کنند در ثاني دوران دويست ساله ي امامت را مي توان به نوعي خلاصه اي از تاريخ بشريت بيان کرد که در آن انواع حکومت ها، تفکرات، نگرش ها، آموزه ها، علايق و.... پديد آمد و امامان معصوم در اين دوره با رفتار و گفتار خود به ما آموختند در هر دوره اي چگونه باشيم! در دوران قدرت چگونه در خفقان چگونه در جهاني که زمان هجوم عقايد الحادي به تفکرات مذهبي است و از جانب ديگر دوره ي افراط ها و تفريط ها در دين است براي حفظ اساس و بنيان دين چه کنيم و چگونه رفتار نماييم اما در اين بين باز هم امامي معصوم و داراي جامع علوم، لازم است تا نايبان عامه ي خود[=فقيهان] را به صورت مستقيم و غير مستقيم[خورشيد پشت ابر_تعبير پيامبر از دوران غيبت] هدايت کند و دوستارانش را در بدترين شرايط حمايت نمايد و.... کسي بايد باشد تا وعده ي الهي را که همانا رسيدن قدرت جهان به دست صاحبان واقعي اش که همانا صالحان هستند به تحقق بخشد و بشريت را بدون معصوم هدايتگر باقي نگذارد اما چرا غيبت؟ چرا مهدي موعود نبايد آشکارا و مستقيما به هدايت بپردازد تا حتي از خطر فقيهان دنياپرست و يا حداقل ساده لوح نيز در امان باشيم و حکومتي داشته باشيم که مدينه ي فاضله ي مورد نظر اسلام باشد حکومتي که مردم در آن چنان از يافتن حقايق و حکومت عادل دل شادند که کسي براي دل خوشي به سمت شادي کاذب[گناه] نمي رود.
پاسخ:
1. يکي از مهم ترين دلايل غيبت آقا حفاظت جاني ايشان است بي شک اقدامات هر شخصي پس از الطاف يا قهر الهي در طول عمر آن شخص موثر است بدين صورت که مثلا ممکن است سرنوشت کسي 70 سال عمر باشد ولي آن شخص با عدم رعايت بهداشت عمر خود را 40 و يا با حفظ سلامتي و... عمرش را 100 سال کند به هر حال دفع عوامل مرگ مي تواند عمر را زياد نمايد که يکي از همين اقدامات براي دفع عامل مرگ غيبت است بويژه از انظار مخالفان البته غيبت به معناي عدم حضور نيست بلکه ايشان در بين مردم هستند آنگونه که به هنگام ظهور همه ي مردم بدين نتيجه مي رسند که حضرت را بارها و بارها در طول زندگي ديده اند!
2. امامت اصول گراست و تنها بر طبق اصول الهي رفتار مي کند و حکومتش تنها بر اساس احکام اسلامي مي باشد و در اجراي احکام الهي هيچ گونه تساهل و تسامحي ندارد از سوي ديگر هر حکومتي بنا بر عقايد و خواسته هاي اجتماعي و عمومي شکل مي گيرد حتي حکومت هاي ديکتاتوري حاصل کج فهمي و يا حداقل سستي مردم يک ملت است از اين رو تا زماني که مردم آماده ي پذيرش يک حکومت کاملا ديني بر اساس احکام الهي نباشند هرگونه حکومت الهي اي در نهايت به ضربت خوردن امير مومنان و تنهايي امام حسن مجتبي«ع» ختم مي شود.
3. روايت است که روزي جمعي از ياران مخلص امام صادق«ع» جمع شده و از ايشان مي خواهند دست به قيام بزنند! امام يک کيسه سکه ي طلا را در دره اي مي ريزد و مي فرمايد که بروند و سکه ها را جمع کنند همه مي روند جز يک غلام سياه که دليل نرفتنش اين بود که وظيفه ي او حفاظت از جان امام است و چه بسا در غيابش براي امام خطري جاني رخ دهد امام رو به ياران بر مي گرداند و مي فرمايد که اگر من ده يار همچو اين غلام داشتم بي شک چون جدم حسين«ع» قيام مي کردم! امام حسين«ع» نيز اگر چه قدري بيش از 100 تن يار در کربلا نداشت. اما بسياري از قاتلانش شيعيانش بودند! که تنها بر اثر ترس از ابن زياد و يا عقايد پوچ قومي که چون ريش سفيد قبيله به جنگ امام آمده من نيز بايد در کنار او باشم! مولاي خود را زير سم اسبان لگد مال کردند!
آري! امروز همه ي ما به طرق مختلف به حسين«ع» نامه مي نگاريم که مولاي من بيا که از ظلم خاندان اباسفيان به تنگ آمده ايم تو که قصد قيام داري بيا به کوفه که ما را ياراني با وفا خواهي يافت. لکن رفتارمان، کردارمان، سخنانمان و... نشان مي دهند چون اباعبدالله عزم کوفه کند کاري به سرش مي آوريم که فرياد سر دهد:"اي ياران اباسفيان اگر دين نداريد لااقل در دنيايتان آزاده باشيد شما را کار با من است زنان و کودکان را چه کار داريد!"
مهدي موعود چگونه آيد وقتي غيبت، تهمت، بدبيني، خود کم بيني، غرب زدگي، قدرنشناسي و... کار هر روزمان شده است؟ چگونه بيايد وقتي عزاي جدش حسين«ع» را آميخته با خرافات و حرکات ناشايستي چون عريان شدن و خود مجروح کني کرده ايم؟ وقتي هيئت را محدود به علم و چلچراغ آن هم فقط براي چشم و هم چشم بازي کرده ايم، وقتي با طبل هايي به اندازه ي قد يک انسان آسايش را از مردم ربوده ايم؟ آن هنگام که مسجد محل از بيم همسايه ها اذان صبح را پخش نمي کند و صدا و سيما، سينما و ديگر سازمان هاي فرهنگي با برنامه هايشان اجازه ي جولان به بيگانه ها در عرصه ي فرهنگي مي دهد! وقتي جشن تولدش را با آواز زنان فاحشه و مردان مبتذل زينت داده ايم! و به بهانه ي تولدش رقص مختلط مي کنيم! به محضي که بدانيم لوح فشرده اي از مجلس خصوصي زنانه و يا استخر زنانه و... به بازار آمده براي تهيه اش هر کاري مي کنيم و تازه پس از ديدنش که فکر نکم کمتر از زنا گناه داشته باشد نماز اول وقت هم در صف اول نماز جماعت به پا مي داريم! و با خريد فيلم هاي قاچاق در حال اکران در دزدي و ضرر به همنوع شريک مي شويم و بهانه مان نيز پر بودن آن در بازار و رايج بودنش است! هنگامي که براي خوشايند همکار يا دوستمان حقي را زير پا مي گذاريم يکي ديگر از ولايت مي گويد ولي دايما بر خلاف ولي فقيه قدم بر مي دارد! و.... چگونه بيايد وقتي که حرمتش را پاس نمي داريم؟
پس ابتدا خود سازي کنيم تا دست کم جامعه اي ايجاد شود که تحمل عدالت امام زمان را داشته باشد آنگاه به خاطر غيبتش حضرتش شکوه و زاري کنيم!
· نکته: برخي مدعي اند که پس از ظهور آقا و چند سال حکومت ايشان توسط شخصي[برخي مي گويند دختري اصفهاني؟!؟!!] به شهادت مي رسند اگر به مطالب فوق دقت فرموده باشيد بويژه به حديث امام صادق در اول مقاله خواهيد دانست چنين چيزي محال است زيرا از عدل الهي بدور است که بشر حتي يک لحظه از امام معصوم محروم باشد! پس بي شک مرگ امام بايد زماني رخ دهد که گاه قيامت بوده و کسي به غير از ايشان زنده نمي باشد!
اسامي امام زمان«عج»در کتب مذهبي ملل مختلف به نقل از اقوال الائمه جلد يک صفحه ي 329
نام کتاب مقدس |
نام امام زمان در آن |
نام کتاب مقدس |
نام امام زمان در آن |
صحف ابراهيم |
صاحب |
برزين آذر فارسيان |
پرويز |
زبور داوود |
قائم |
قبروس روميان |
فردوس اکبر |
تورات به لغت توکوم |
قيدمو |
صحيفه ي آسماني |
کلمه حق |
تورات عبري |
ماشع |
صحيفه آسماني |
لسان صدق |
انجيل |
مهميد آخر |
کندرال |
صمصام اکبر |
زمزم زرتشت |
سروش يزد |
دوهر |
بقيه الله |
السياق زند و پازند |
بهرام |
ديدبراهم |
منصور |
درزند و پازند |
بنده يزدان |
قنطره |
قاطع |
هزارنامه ي هنديان |
لندباوا«لنديطارا» |
انجيل يوحنا |
تسلي دهنده روح و راستي |
ارماطس |
شماخيل |
تورات |
شيلو |
جاويدان |
خوراند |
انجيل متي لوقا و مرقس |
پسر انسان |
کندرال فرنگيان |
خجسته |
کتاب دانيال |
قائم |
کتاب شعياي نبي |
فيروز |
اوستا-جاماسپ نامه |
سوشيانس |
کتاب محسوس |
خسرو |
شاکموني |
قائم |
کتاراتزي پيغمبر |
ميزان الحق |
پاتبکل هندوها |
راهنما |
دادنگ بودايي ها |
دوست راستين و اقيد و خداشناس |
و مسيح زمان که در ديگر کتب ذکر شده است |
اسامي امام زمان در کلام معصومين عليهم السلام
1-مهدي2-محسن3-حامد4-منعم5-خاتم الائمه6-احمد7-ابوالقاسم8-اباصالح9-خاتم الاوصيا10-احسان11-قطب12-خلف13-مضطر14-قائم الزمان15-خليفة الله16-قيم الزمان17-خليفة الاتقياء18-ناطق19-قاطع20-فتح21-بقيه الله22-کاشف الغطاء23-داعي24-ثائر25-کمال26-رب الارض27-نورالاصفيا28-کلمه الحق29-سدره المنتهي30-نورالاتقيا31-لسان الصدق32-صاحب الغيبه33-ولي الله34-ميزان الحق35-صاحب الزمان36-وارث37-منصور38-صاحب الرجعه39-هادي40-حجت41-صاحب العصر42-منتقم43-حق44-صالح45-منتظر46-حجاب47-صاحب الامر48-موعود49-برهان الله50-طاب التراث51-عالم52-صاحب53-عدل54-قائم55-غوث56-جواراکنس57-ضياء58-غائب59-غايه القصوي60-خليل61-فجر62-باسط63-منان64-مدبر65-مامول66-مومل67-نور آل محمد«ص»68-نجم69-بلدالامين70-بقيه اتبيا71-تالي72-حاشر73-لواي اعظم74-خازن75-صمصام الاکبر76-عين77-يعسوب الدين78-جابر
برخي از نام ها و القاب حضرت که بخاطر شرايط سخت دوران ظلم جهت ناشناخته ماندن توسط دوستان آن حضر خطاب مي شد:
1-فقيه2-جعفر3-ناحيه ي مقدسه4-دجل5-سيد6-صاحب الدار7-غريم8-صاحب الناحيه
الهّم عجل لوليک الفرج
http://peyghamesoroosh.parsiblog.ir /
التماس دعا
يا علي «ع»مدد
|