| به نام خداوند بخشاينده ي مهربان زمين را [در فصل زمستان] خشک و مرده مىبينى، اما هنگامى که آب باران بر آن فرو مىفرستيم، به حرکت درمىآيد و مىرويد؛ و از هر نوع گياهان زيبا مىروياند! «حج آيه ي 5» يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوالحول حالنا الى احسن الحال بهار، فرصتى است، براى تامل در راز آفرينش و انديشيدن در شان و جايگاه بهار از نظرگاه دين. در کشور ما نوروز را جشن مى گيرند، و حضور سبز بهار را به همديگر تبريک مى گويند، آيا چنين روزى از نظر اسلام، عيد است؟ و رفتار مسلمانان در اين روز, چگونه بايد باشد؟يکي از هنر هاي اسلام محو عقايد باطل اصلاح عقايد منحرف شده و تقويت عقايد و رسم و رسوم درست ملل مختلف بوده است نوروز نيز به عنوان يکي از عيد هاي ششگانه ي ايران باستان جز عقايد و مراسم و رسم و رسوماتي است که مورد توجه اسلام واقع شده و رنگ مذهبي به خود گرفته است اينک به بررسي تفصيلي اين موضوع مي پردازيم: پيش از اسلام, نخستين روز بهار را عيد و جشن ملى به شمار مىآوردند و از آن به «عيد باستانى» ياد مى کردند. به عقيده بعضى نخستين کسى که از «نوروز» تجليل کرد، و آن روز را عيد ملى شمرد، جمشيد بود. جمشيد بر سراسر جهان تسلط يافت، و سرزمين ايران را آباد کرد، و اسباب کار ها و امور، در نوروز براى او تکميل و موزون گرديد، از اين رو اين روز، آغاز سال عجم گرديد. جمشيد پسر تهمورث،از شاهان افسانه اى پيش از تاريخ ايران (قبل از مادها) است. روزى که او بر تخت سلطنت نشست،اولين روز بهار بود، آن را ((نوروز)) خواند و جشن گرفت. اما نوروز به لحاظ تاريخي بسيار کهن تر از آن است که تا به امروز مطرح شده است. ريشه هاي نوروز را بايد از پنج هزار سال پيش در سرزمين سومر باستان و تمدن هايي که همزمان با آن در فلات ايران وجود داشتند جستجو کنيم. ما در فرهنگ عامه امروزمان نمايش هايي داريم که نشانه هايي از صورتهاي نمايشي سومر باستان و منطقه خراسان بزرگ را در آنها مي توان پيدا کرد. نوروز جشني است برخاسته از فلات ايران و به هيچ قوم و مذهب معيني بستگي ندارد. نوروز با آريايي ها وارد ايران نشده است.بلکه آريايي هاي مهاجر آن را از مردم فلات ايران گرفته اند[البته يافته هاي اخير در منطقه ي جيرفت ثابت مي کند ريشه ي آريايي ها در خود ايران بوده است و در واقع آريايي هاي مهاجر با اقوامي که از نظر نژادي به ايشان نزديک بوده اند برخورد کرده و آميخته شده اند]. بنابر اين نوروز يک جشن سرزميني است نه جشني متعلق به قوم يا مذهبي معين. برخي گمان مي کنند که نوروز يک جشن زردشتي است در حاليکه اصلا چنين نيست زردشتيان نيز همانند بقيه مذهب ها نوروز را به عنوان يک جشن ملي پذيرفته اند. نوروز جشني فرهنگي است و با زندگي مردم پيوند دارد. چيزي در آن وجود ندارد که اقوام و مذاهب مختلف با آن مخالفت کنند، به اين جهت نوروز با پيدايش اسلام به ويژه در مذهب شيعه، مهر تاييد خورد و پيوند همچنين ارتباطي که نوروز با مذهب شيعه دارد خيلي بيشتر از ارتباطي است که با مذهب زردشت دارد. به طور مثال در شهر مزار شريف افغانستان هر سال، شب نوروز علمي در بارگاه منسوب به حضرت علي ( ع) برافراشته مي شود و به مدت چهل روز برافراشته مي ماند و از تمام افغانستان و کشور هاي همسايه براي زيارت به اين مکان مي آيند. و ديگر روايتي است که روز عيد غدير را که حضرت علي ( ع) به ولايت منصوب شد همزمان با روز عيد نوروز اعلام مي دارد.

امام صادق(ع) به معلي بن خنيس در روز نوروز که خدمت ايشان رسيد فرمود:آيا مي داني امروز چه روزي است؟ معلي عرض کرد:فدايت شوم .اين روزي است که ايرانيان آن را گرامي مي دارند و در آن به يکديگر هديه و عيدي مي دهند. ابوعبدالله الصادق(ع) فرمود: سوگند به آن خانه کهن که در مکه است اين رو زيک ريشه کهن دارد که من برايت توضيح مي دهم تا آن را بداني.اي معلي! روز نوروز همان روزي است که خداوند در آن از بندگان پيمان گرفت که او را بپرستند و هيچ انبازي برايش نياورند و به فرستادگان و حجت هاي او و به امامان (ع) ايمان بياورند.نوروز نخستين روزي است که خورشيد در آن طلوع کرد ....هيچ نوروزي نيست مگر اينکه ما در آن روز منتظر فرج هستيم.زيرا نوروز از روز هاي ما و شيعيان است. ايرانيان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهاديد....نوروز نخستين روز از سال ايرانيان است.آنان در حالي که تعدادشان سي هزار نفر بود زنده ماندند و زيستند و ريختن آب در نوروز سنت شد... . چون عيد نوروز فرا رسد بدن خود را بشوي و پاکيزه ترين جامه هايت را بپوش و با خوشبو ترين عطر ها خودت را معطر کن و در آن روز روزه دار باش. و نيز از آن حضرت نقل شده است: نوروز همان روزى است که ابراهيم خليل(ع) بت هاى قومش را ـ که در آن روز براى شرکت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند ـ شکست. و همچنين بنا بر همين روايت: حادثه شگفت زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائيل قبل از اسلام ـ به فرمان خدا که در آيه 243 بقره به آن اشاره شده است ـ در نوروز رخ داده است: که در يکى از شهرهاى شام، بر اثر رواج بيمارى طاعون، بسيارى مردند. اين بيمارى در حقيقت مجازاتى از طرف خدا براى آنها بود، زيرا رهبر الهى شان آنها را به جهاد با دشمن فرا خوانده بود، ولى آنها سرپيچى کرده بودند. در اين ميان هزاران نفر (طبق پاره اى روايات، ده هزار يا هفتاد هزار يا هشتاد هزار نفر) به بهانه گريز از طاعون، از شهر خارج شدند، و پس از فرار، در خود احساس قدرت و استقلال نمودند و با ناديده گرفتن اراده الهى، و چشم دوختن به عوامل طبيعى، دچار غرور شدند، خداوند آنها را نيز در همان بيابان با همان بيمارى نابود ساخت. ساليانى گذشت، و حضرت حزقيل(ع) ـ يکى از پيامبران بنى اسرائيل ـ از آن جا عبور مى کرد، و از خدا خواست که آنها را زنده کند، خداوند دعاى او را اجابت کرد. آن روزى که آنها زنده شدند،نوروز بود. در عيد نوروز ،هديه اي خدمت اميرالمؤمنين (ع) آوردند.حضرت پرسيد:اين چيست؟عرض کردند:اي اميرالمؤمنين!امروز نوروز است.امام (ع) فرمود:هر زمان را نوروز کنيد. امام علي (ع) :نوروز ما هر روز است. از مجموع اين مطالب به دست مى آيد که نوروز، قبل از اسلام، روز محترم و خاصى بوده، و با پيدايى رخداد هايى در آن روز که غالبا مثبت بوده اند بر اهميت و شهرت آن افزوده شده است. در قرآن کريم مىخوانيم: ...اللهم ربنا انزل علينا مائده من السماء تکون لنا عيدا لاولنا و اخرنا و آية منک و ارزقنا و انت خير الرازقين خداوندا!، مائدهاى از آسمان بر ما نازل فرما تا براى اولين و آخرين ما عيد، و نشانهاى از جانب تو باشد و به ما روزى عنايت کن که تو بهترين روزى دهنده هستى. عيد از ماده «عود» به معنى بازگشت گرفته شده و به گفته راغب اصفهانى به معنى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است. و به روز هاى سرور و شادى نيز گفته مىشود. در اسلام روزهايى، به نام عيد اسلامى اعلام گرديده است که مهم ترين آنها عبارتند از: اول شوال، عيد فطر، دهم ذيحجه عيد قربان، هيجدهم ذيحجه عيد غدير و جمعه عيدمحمد(ص) چرا که در هر يک به گونهاى بازگشت انسان به فطرت توحيدىاش مطرح است. بنابراين: «عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است که اين عيد کودکان است، نه شربت و شيرينى و غذا هاى متنوع خوردن، که اين عيد شکمبارگان است، نه به سياحت و تفرج بى محتوا پرداختن، که اين عيد ولگردان است، نه بى بند و بارى و هرزگى و عياشى کردن، که اين عيد بوالهوسان است، نه قاه قاه خنديدن و هم ديگر را به مسخره گرفتن و به بازى روز گذراندن، که اين عيد غافلان است. هيچ کدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست، که عيد اسلامى موفقيت در راه انجام وظيفه است. و تطهير نفس و تصفيه جان و تمرين صبر و استقامت، چون عيد فطر پس از ماه مبارک رمضان. و عيد، گذشتن از امتيازات است. و رسيدن به هم آهنگى و شرکت در وحدت بزرگ اسلامى، شکستن غرور و خود خواهى و ترک ناز پروري ها، سايه نشينى ها، مشتاقانه نداى حق را لبيک گفتن ... و سرانجام خود را باز يافتن و به خدا رسيدن. چون عيدالضحى پس از دوران سازنده حج. عيد، چون قطره اى به درياى جمع پيوستن است. و از انزوا به در آمدن، گسسته ها را به هم بستن و صف به هم پيوستن، پيوند خود را با خدا استوار کردن و دين خود را هر هفته تحکيم بخشيدن، همچون عيد آدينه که عيد حضرت محمد(ص) است». برترين عيد، روزى است که خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام کرد و ارکان دين را محکم و استوار نمود، و رسالت را به امامت پيوست، و رهبر آينده مسلمانان را معرفى کرد، و فرزند کعبه را بر فراز منبر امامت نشاند، چون هيجدهم ذيحجه عيد غدير خم. آن گونه که در روايات آمده است و بعضى از علماى بزرگوار فرمودند، و در گاهنامه ي تطبيقى سه هزار ساله به روشنى مشخص گرديده، آن روز، عيد غدير خم با اول فروردين سال دهم هجرى خورشيدي مطابق بوده است و عيد نوروز نيز به برکت ولايت رنگ الهى به خود گرفت و در بين شيعيان و ايرانيان شهرت و دوام يافت. بهار طبيعت بى ترديد، عيد نوروز، عيد طبيعت است، «آغاز بهار و موسم اعتدال طبيعت و لطافت هوا و تعديل شب و روز و رهايى از قساوت زمستان و سردى و سياهى شبهاى ديرپا مىباشد. عيدى همراه با سرود پرندگان و تکبير جنگل و تسبيح باد و ريزش ابر و فرياد رعد و رويش صحراست. اگر ما خرافات و نقاط منفى و تاريک را از چهره اين عيد بزداييم و بگذاريم هم رنگ طبيعت با صفا، باشد و بر جهات مثبت و خدا پسندانه اش بيفزاييم، در ديد مکتب نيز عيدى عزيز و ارجمند خواهد بود.» چنانچه در حديث آمده: هر چيزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه مبارک رمضان است. از اين رو اميرالمؤمنين(ع) مى فرمايد: «قرآن را بياموزيد که بهار دلهاست.» يعنى جان و روان انسان با تعاليم عالى الهى،شکوفا مىشود. آرى عيد واقعى انسان که برترين مخلوق الهى، و گل سرسبد عالم خلقت است، بازگشت به خويشتن خويش و توجه به مبدا هستى، و تعليم کتاب سعادتش و در نهايت خود را باز يافتن و به خدا رسيدن است. و اين عيد اختيارى است، و انسان مىتواند از هر روز براى خودش عيدى بسازد. اميرالمؤمنين على(ع) مىفرمايد: «کل يوم لا يعصى الله فهو يوم عيد» (هر روزى که خداوند نافرمانى نشود آنروز، عيد است». البته آنگونه که قرآن مىفرمايد: از بهار طبيعت و حيات دوباره يافتن گل ها و گياهان، سبزهها و درختان، به جنب و جوش آمدن پرندگان و حيوانات طراوت يافتن باغ ها و چمنزار ها، بايد درس رستاخيز و بازگشت به سوى خدا را آموخت: خداوند متعال مىفرمايد: «زمين را جامد و افسرده و بىروح و بىجنبش مىبينى،اما همين که آب باران بر آن نازل کنيم، به جنبش و حرکت درمىآيد و فزونى مىگيرد،و انواع گياه هاى سرورافزا مىروياند، اين از آن جهت است که خدا حق مطلق است و نظام زنده کردن مردهها در قبضه قدرت اوست. و اوست که بر هر چيزى تواناست.» نوروز در گذر تاريخ نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي را نوروز مىگويند و ايرانيان در اين روز بزرگترين جشن ملى خود را برگزار مىکنند. آرياييان در اعصار باستانى دو فصل گرما و سرما داشتند، در هر يک از اين دو فصل جشنى برپا مىداشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار مىرفت، اولى را نوروز و دومى را مهرگان مىناميدند. هر چند در دربار نخستين خلفاى اسلامى به نوروز اعتنايى نمىشد، ولى خلفاى بعدى اموى دوباره نوروز را گرامى داشتند و براى افزودن درآمد خود، هداياى نوروز را باب کردند. و با ظهور «ابومسلم خراسانى» و روى کار آمدن خلافت عباسى و نفوذ برمکيان و ديگر وزراى ايرانى و تشکيل سلسلههاى طاهريان و صفاريان، جشنهاى ايرانبار ديگر رونق يافت.با آنکه بسيارى از سنتهاى ايرانيان بعد از ظهور اسلام در ايران از بين رفت و سنتهاى اسلامى جاى آنها را گرفت، اما عيد نوروز کم و بيش در ميان آنها باقى ماند. شايد مصادف شدن روز غدير خم در سال دهم هجرى با عيد نوروز در آن بى تاثير نباشد. على کاظمى در مقدمه ترجمه کتاب سيد عبدالرضا حسينى شهرستانى به نام «نوروز در اسلام» نگاشته است: «با توجه به رواياتى که در باره نوروز رسيده است، معلوم مىشود، نوروز پيش از اسلام مورد توجه پيامبران و رهبران الهى بوده است و از ابتدا شادى و سرورى که در اين روز مىشده است به خاطر امور معنوى و حوادث مذهبى که در اين روز اتفاق افتاده بوده است، ... ولى همان گونه که در اثر مرور زمان بسيارى از واقعيتها وارونه شده و بسيارى از حقايق تحريف گرديده، نوروز هم به صورت يک روز ملى و باستانى درآمده، شادى و سرور آن نيز به حساب امور مادى گذاشته شده است...» نوروز از جمله دستاويزهايى بوده است که سلاطين از آن بهرهبردارى کردهاند. جمشيد پادشاه بزرگ ايران باستان به همين منظور و به خاطر استفاده از همين فرصت، تاجگذارى خود را در روز نوروز انجام مىدهد، و حتما تبليغاتى هم به راه مىانداختند که امروز، روز پيمان خلافت الهى است و مردم را دعوت مىکردند که بيايند و با آوردن هداياى نوروزى با نماينده خدا بيعت کنند و تاجگذارى او را تبريک بگويند. با اين مقدمه، پاسخ اين سؤال که چرا اعراب نوروز را ضايع ساختند؟، نيز روشن مىشود: در روايت معلى بن خنيس از حضرت امام صادق(ع) اشاره به همين حقيقت است: ...اين روز از روزهاى ماست و از روزهاى شيعيان ما به شمار مىرود، که ايرانيان آن را حفظ کرده، و شما عرب ها آن را ضايع ساختهايد. اعراب به پيروى از دستگاه خلافت بنى اميه و بنى عباس چون نوروز را روز ولايت و خلافت الهى مىشناختند، سخت کوشيدند که اين روز را مخفى کرده، ضايع سازند. و لذا براى لکهدار کردن نوروز، اين روز را از بازماندههاى مجوس معرفى کردهاند. تا جايى که مىبينيم حضرت امام موسى بنجعفر(ع) نيز در مقام تقيه به منصور دوانقىمىفرمايد: «از رسمهاى پارسيان است و اسلام آن را از بين برده است...» روايتي متفاوت از امام کاظم(ع): محدث خبير، رشيد الدين طبرسى (متوفاى سال 588 هـ.ق) در کتاب «مناقب» روايت کرده که منصور دوانيقى ـ دومين خليفه عباسى ـ از امام کاظم(ع) تقاضا کرد تا روز نوروز در مجلس جشن او براى تبريک حضور يابد و هدايايى را که مردم مى آورند بپذيرد. امام کاظم(ع) اين تقاضا را رد کرد و فرمود:«همه اخبارى را که از جدم رسول خدا(ص) رسيده است، بررسى کردم، خبرى در اين مورد نيافتم. اين عيد, سنت پارسيان است، اسلام آن را محو کرد. پناه مى برم به خدا از اين که چيزى را که اسلام آن را محو نموده، زنده سازم.» منصور گفت: «ما اين مراسم را براى سياست و تدبير امور ارتشيان، انجام مى دهيم، تو را به خداى بزرگ سوگند مى دهم، در اين مجلس حضور داشته باش.» امام کاظم(ع) ناگزير در آن مجلس حضور يافت, اميران، فرماندهان، سرداران و ارتشيان و مردمان به محضر آن حضرت مى آمدند و تبريک عرض مى کردند، و هدايايى را مى آوردند، خادم منصور آن جا حاضر بود، و آن هدايا را باز بينى مى کرد، در لحظات آخرين، پيرمردى وارد شد و به امام کاظم(ع) عرض کرد:«اى پسر دختر رسول خدا! من فقيرى تهى دست هستم، از اين رو چيزى نداشتم هديه بياورم، ولى سه بيت شعرى را که جدم در سوگ جدت امام حسين(ع) سروده، به شما هديه مى کنم، و آن سه بيت چنين است: « در شگفتم از آن شمشير هاى برنده که تيزى آنها در معرکه عاشورا بر پيکر غبار آلودت فرود آمدند، و نيز در شگفتم از آن تير هايى که در برابر چشم بانوان حرم، در پيکرت فرو رفتند، در حالى که آنان، جدت را به مدد کارى مى طلبيدند، و سيلاب اشک از ديدگان شان روان بود. چرا سر و صداى آن تير ها از پيکر مقدس و شکوهمندت دور و پراکنده نشدند؟» امام کاظم(ع) به او فرمود: هديه ات را پذيرفتم، بنشين خداوند به تو برکت دهد. آن گاه امام به خادم فرمود: نزد رئيس (منصور) برو و مجموع اين هدايا را به او گزارش بده، و بپرس که آنها را چه کنم؟ خادم چنين کرد، سپس به حضور امام کاظم(ع) بازگشت و گفت: منصور مى گويد: همه آنها را به تو بخشيدم، اختيار آنها با شماست. آن گاه امام کاظم(ع) همه آن هدايا را به آن پيرمرد بخشيد. بدين سان، امام کاظم(ع) هم به منصور و درباريانش فهماند که ما به هدايا و زرق و برق دنيا دل نبسته ايم، و هم پيرمرد فقير شيعه را ـ که خاطره امام حسين(ع) قهرمان و سمبل مبارزه با زورمداران را در کاخ طاغوت، تجديد کرد ـ شادمان ساخت. و بدين گونه که آن پير با بيان مظلوميت امام حسين(ع) در چنان روزى ستمگران و طاغوتيان را محکوم نمود. بعضى افراد اين روايت را دليل بر عدم مشروعيت نوروز گرفتهاند اما با توجه به روايات معارض، حمل بر تقيه شده است، و بهترين دليل بر عظمت نوروز است و مىرساند که خلفا تا چه اندازه براى از بين بردن نوروز مىکوشيدهاند و پس از يک دوره تبليغات خلفا که نوروز کاملا مسخ و در افکار عمومى مسلمين از سنتهاى مجوس معرفى شده، اينک منصور دوانقى حضرت موسى بن حعفر(ع) را در اين روز وادار به جلوس مىکند تا از طرفى (مانند مامون) براى خود موفقيت کسب کند و از طرفى حضرت را در معرض اعتراضات اعراب قرار دهد... به هر حال شکى نيست در اينکه از نظر اهل بيت(ع)نوروز از روزهاى مهم مذهبى معرفى شده و تجليل آن البته با آداب و رسومى که در روايات بيان شده است، بسيار پسنديده مىباشد. روزه گرفتن، نماز خواندن، شکر نعمت ولايت بجا آوردن، تجديد بيعت با رهبران الهى و به زيارت مؤمنين و علماى ربانى رفتن. اينها خلاصه اعمالى است که مسلمانها در نوروز، به عنوان روز ولايت و روز پيروزى حق و عدالت انجام مىدهد. نوروز در روايات بخشى از مضامين روايات در مباحث گذشته، بيان گرديد، در اين فرصت متن بعضى را مورد توجه قرار مىدهيم. 1. آداب نوروز معلى بن خنيس به نقل از امام صادق(ع) در باره نوروز مىگويد: هنگام نوروز غسل کن، پاکيزه ترين لباس هايت را بپوش به خوشبوترين چيز ها خود را خوشبو نما و در آنروز، روزه باش. در دنباله روايت، دستور چهار رکعت نماز و سجده شکر و دعاى مخصوص در اين روز ذکر شده است.» اين حديث مورد استناد بسيارى از فقها براى استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز قرار گرفته است. صاحب وسايل اين روايت را دو سه مورد نقلکرده است. صاحب جواهرالکلام، همين روايت را از مصباح و مختص آن نقل کرده و مستند استحباب اين اعمال در روز نوروز دانسته است. و مرحوم علامه مجلسى در زادالمعاد مىفرمايد: به اسناد معتبره از معلى بنخنيس که از خواص حضرت امام صادق(ع) بوده (اين روايت) منقول است. 2. روز پيمان با خدا علامه مجلسى مىگويد: در بعضى از کتب معتبره ديدم که: معلى بن خنيس مىگويد: روز عيدى خدمت امام صادق(ع) رفتم. پرسيد: اين روز را مىشناسى؟ گفتم: روزى است که عجم آن را بزرگ مىشمرند و در آن به يکديگر هديه مىدهند. حضرت فرمود: قسم به بيت عتيق که در مکه است، اين نيست مگر به جهت موضوعى قديمى که براى تو تفسير مىکنم ...نوروز، روزى است که خداوند از بندگان پيمان گرفت و آن اولينروزى است که خورشيد کرد. و بادها وزيدن گرفت، کشتى نوح(ع) بر کوه «جودى» قرارگرفت و خداوند کسانى را که از خانه خارج شده بودند، زنده نمود ... و پيامبراسلام(ص) به اصحاب امر فرمود: «با على(ع) به عنوان امارت مؤمنين بيعت کنند... و هيچ روزى نوروز نيست مگر اينکه در آن روز انتظار فرج داريم، زيرا نوروز آرزو هاي ما و روزهاى شيعيان ماست، عجم آن را حفظ کرد و شما آن را تضييع نموديد...» احمد بنفهد در کتاب مهذب البارع نظير اين روايت را آورده است. 3. روز ولايت نوروز روزى است که پيامبر(ص) از مردم براى اميرمومنان(ع) پيمان ولايت گرفت و مردم آن را پذيرفتند، خوش به حال کسى که بر آن پيمان ثابت بماند، واى بر کسى که آن عهد را بشکند...» 4. برآورده شدن نياز مفضل بن عمر مىگويد: امام صادق(ع)در ضمن خبرى طولانى فرمود: خداوند به حزقيل وحى فرمود اي حزقيل، اين روز شريف وبا ارزش بزرگى است نزد من، و قسم خوردهام که کسى در اين روز، نيازى از من طلب نکند، مگر آنکه برآورده سازم و آن روز نوروز است... 5. هر روز نوروز براى امام على(ع) هديه نوروزى آوردند، حضرت پرسيد: اين چيست؟ گفتند: اى اميرمومنانامروز نوروز است، فرمود: هر روز را براى ما نوروز بسازيد.» 6. هديه نوروزى ابراهيم کرخى مىگويد: از امام صادق(ع) سؤال کردم، در باره مرد ثروتمندى که روزمهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مىدهند ولى او در عوض احسانى نمىکند. امامعليهم السلام فرمود: آيا آنها اهل نماز هستند؟
گفتم: آرى.فرمود: هديه آنها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابل براى آنها هديهاى بفرستد... روايتي ديگر از امام صادق در باب نوروز: در حديث معلى بن خنيس از امام صادق(ع) ـ که علامه مجلسى مى گويد آن را در کتب معتبر ديده است ـ به چند رخداد بزرگ در نوروز، بعد از اسلام اشاره شده است، از جمله فرمود: نوروز روزى است که: 1ـ جبرئيل بر پيامبر نازل شد. 2ـ پيامبر(ص), على(ع) را بر دوش خود گرفت, تا على(ع) بت هاى قريش را از بالاى خانه کعبه فرو ريزد. هم چنين ابراهيم(ع) در چنين روزى بت ها را شکست. 3ـ پيامبر(ص) به اصحاب خود امر کرد (در روز غدير خم) با على(ع) به عنوان اميرمومنان, بيعت کنند. 4ـ پيامبر(ص) على(ع) را به «وادى جنيانن»فرستاد، تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر(ص) بيعت بگيرد. 5 ـ در چنين روزى (پس از مرگ عثمان) براى خلافت حضرت على(ع) بيعتى دوباره شد. 6ـ در چنين روزى على(ع) (در عصر خلافتش) در جنگ نهروان بر خوارج پيروز شد، و مخدج ذوالثديه (سردمدار خوارج) را کشت. 7ـ در چنين روزى قائم ما (عج) و صاحب امر از پرده غيب، آشکار مى شود. 8ـ در چنين روزى قائم ما (عج) بر دجال (طاغوت خودکامه عصر) پيروز مى گردد، و او را در ميدان کناسه کوفه به دار مى کشد. 9ـ هيچ نوروزى بر ما نمى گذرد مگر اين که ما در آن روز اميد فرج قائم(عج) را داريم، زيرا آن روز، از روز هاى ما و از روز هاى شيعيان ما است, عجم ها آن را پاس داشتند، ولى شما (عرب ها) آن را تباه ساختيد چنان که گفته آمد پديدار شدن نه رخداد بسيار بزرگ، پس از ظهور اسلام موجب عظمت و پاسداشت نوروز شده است. منابع: خبرگزاري فارس رجانيوز و... . هر روزتان نوروز باد نوروزتان پيروز باد! التماس دعا يا علي «ع» مدد |